{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گربه‌های عرب ...

گربه‌های عرب ...
در فاو گربه زیاد بود ...
یک روز یکی از این گربه‌ ها به پایین خاکریز
آمده بود، ما بخاطر اینکه گربه ترکش نخورد
و بلایی سرش نیاید ، می‌گفتیم:
« پیشته ، پیشته »
در همین لحظه، علیرضا کوهستانی هم آمد،
تا دید دارم گربه را پیشت میکنم، و گربه هم
به حرف من توجهی نمی کند، گفت:
« رضا جان ! مثل این که فراموش کردی تویِ
عراق هستیم و این گربه هم عراقی هست،
ببین تکان نمی‌ خورد، حرفت را نمی‌ فهمد
تو باید عربی باهاش حرف بزنی، باید بگویی:
« الپیشت ـ الپیشت » :)

راوی : رضا دادپور
رزمنده بهداری لشکر۲۵ کربلا

#شوخ_طبعی
#لبخندهای_خاکی


ว໐iภ ↬ @ramzeamaliyat
دیدگاه ها (۲)

part: 3از زبان دازایرسیدیم به اتاق یوسانو یوسانو : همون دختر...

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

صدای اصابت خمپاره 60 و بعد از آن فریاد «یا مهدی(عج)» به گوش ...

مردی که باشمشیر تیربارچی عراقی را قیمه قیمه کردصاحب این عکس ...

شهید رضا ایزدیارنام پدر : احمدسن : 47تاریخ تولد :۱۳۴۷تاهل : ...

📝 #یادداشت روزنوبت صف‌شکنانمحمد ایمانی...*حکیم انقلاب از قول...

🌹🌹 چهارمین سالگرد شهادت شهید راه نابودی اسراییل شهید محمدمهد...

خبر شهادت دادن به برادر و دوستان شهید، با قاسم بود:- سلام اب...

سردار رشید خراسانی شهید محمد حسن نظر‌نژاد که نزد رزمندگان خر...

تا به حال غصه دار و غمگین ندیده بودمش همیشه دندان های صدفی س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط