من
من
… میان همهمه های تمام بادهای سهمگین جهان ، میان سیاهیِ این روزهای خاکستری ام
…. میان تمام نمیدانم های تو و میدانم های دلم . دارم غرق می شوم …
ندیده بودی تمنای دلم را ؟؟؟ دلم را که تمام بخشیده بودمت… نمیدیدی که عاجزانه میخواست داشتنت را؟
روحم که تازگی ها در پی دل روانه شده بود… نمیدیدی و نمیبینی که بی قراری می کند لحظه های نبودنت را ؟
وجسم… این جسم درد میگیرد و دور خود میپیچد نبودن هایت را … دار و ندار این روزهای رفته که هیچ .
داشته ها و نداشته های این روزهای نیامده هم مال تو . من تنها نشسته ام که ببینم چه میکند رویایت ،
نبودن هایت و خاطراتت با دلم ، با روحم و با جسمم. … برای دلم از نبودن هایت میگویم .
به دلم میگویم فراموش کند روزی که آمدی و خواستی معنای روزها و شبهایت باشم…..
میدانم بی همسفری در میانه ی راه برایش دشوار است …
میدانم که تاب نمی آورد این همه بی تو بودن را … بیا دلم ….
بیا و باور کن که آن معنای ساده گذشته از چشم های تو…..
و قصه ی ” تو باش و حکمروای قلعه ی تنهایی هایم باش.”
… قصه ای بیش نبود…. بیا دلم و باور کن زین پس باز هم منو تو تنهاییم….
باز هم از بهشت رانده شدیم به جرم خوردن سیب… بیا دلم و باور کن این قصه را..
… میان همهمه های تمام بادهای سهمگین جهان ، میان سیاهیِ این روزهای خاکستری ام
…. میان تمام نمیدانم های تو و میدانم های دلم . دارم غرق می شوم …
ندیده بودی تمنای دلم را ؟؟؟ دلم را که تمام بخشیده بودمت… نمیدیدی که عاجزانه میخواست داشتنت را؟
روحم که تازگی ها در پی دل روانه شده بود… نمیدیدی و نمیبینی که بی قراری می کند لحظه های نبودنت را ؟
وجسم… این جسم درد میگیرد و دور خود میپیچد نبودن هایت را … دار و ندار این روزهای رفته که هیچ .
داشته ها و نداشته های این روزهای نیامده هم مال تو . من تنها نشسته ام که ببینم چه میکند رویایت ،
نبودن هایت و خاطراتت با دلم ، با روحم و با جسمم. … برای دلم از نبودن هایت میگویم .
به دلم میگویم فراموش کند روزی که آمدی و خواستی معنای روزها و شبهایت باشم…..
میدانم بی همسفری در میانه ی راه برایش دشوار است …
میدانم که تاب نمی آورد این همه بی تو بودن را … بیا دلم ….
بیا و باور کن که آن معنای ساده گذشته از چشم های تو…..
و قصه ی ” تو باش و حکمروای قلعه ی تنهایی هایم باش.”
… قصه ای بیش نبود…. بیا دلم و باور کن زین پس باز هم منو تو تنهاییم….
باز هم از بهشت رانده شدیم به جرم خوردن سیب… بیا دلم و باور کن این قصه را..
- ۴.۱k
- ۲۰ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط