{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که محکوم به شعرم ، تو ولی آزادی،

من که محکوم به شعرم ، تو ولی آزادی،
بغض در بغض سکوتم ، تو ولی فریادی،
سقف ویران شده ام ، پنجره ای پوسیده،
واژه در واژه خرابم ، تو ولی آبادی،
گرچه هر بی کس و کاری شده والی اما،
اصل و فرعی که ندارد ، تو ولی بنیادی،
جرعه ای آب بده ، حنجره ام خشکیده،
گرچه یک بوته ی خارم ، تو ولی شمشادی،
شیشه ای میشکند ، گوش بکن ... میشنوی ؟
جنسِ احساس ، لطیف و ... تو ولی فولادی !
غیر تو راه نمانده به تو بر می گردم،
گیرِ این خاک و زمینم ، تو ولی در بادی،
به کجا می بری ام ، جاده ای پیدا نیست،
قصد آزار ندارم ، تو ولی بیدادی ..!

من که محکوم به شعرم ، تو ولی آزادی،
دیدگاه ها (۱)

درد بی درمان شنیدی ..؟حال من یعنی همین ..!بی تو بودن ، درد د...

به بالا گَـر رسیدی سـُرنخـــوردی پـس تو مـردیاگــر دیــــــد...

میشود بیدار شوی؟؟ میشود با من شوی؟؟میتوان دلتنگ...

تو با قلب ویرانه ی من چه کردیببین عشق دیوانه ی من چه کردیدر ...

پارت ۵۵

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عـشق دیـروزی مـنـم آن رفـته از یـادیکـه روزی چــشمهـ...

👇سلام ای عشق دیروزی، منم آن رفته از یادی...که روزی چشمهایم ر...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط