سلام ای عـشق دیـروزی مـنـم آن رفـته از یـادی
سلام ای عـشق دیـروزی مـنـم آن رفـته از یـادی
کـه روزی چــشمهـایـم را بــه دنـیایـی نـمـیدادی
سـلام ای رفـتـه از دسـتی کـه مـیدانـم نمی آیی
و مـیـدانـم بــرای مـن امـیـدی رفـتــه بـر بــادی
بـه خـاطـر داریـم آیـا ؟ به خـاطر دارمت ، آری
سـلام ای بـاور پـاکی کــه از چشـمـم نـیفـتادی
تو در من زنده ای ...هستی ، گمانم دوستت دارم
کـه بـا هـر واژه ی شـعـرم عـجـیـنی مثـل همزادی
سـکوتم را نکـن باور خـودت هم خـوب میدانی
کـه در اشـعار مـن چـیزی شبـیـه داد و فـریادی
فلانی وصف این حسرت مگر در شعر میگنجد
تــصـور کـن ، در حـجلـه بـمـیـرد تـازه دامـادی
اسیر عشق مـن بودی زمانی...لحظه ای ، روزی
رهـایـت کـردم و گـفـتم : پرستـویـم تـو آزادی
نوشـتی : بی تو میـمیرم خـرابت میشوم عمری
خـلاف آنچـه میـگـفـتـی ببـیـن حـالا چـه آبـادی
نه پیغامی نه پسغامی چه راحت بردی از یادم
نـه حتـی نامه ای ... شـعری بـرای مـن فـرستادی
حقیـقت زهـر تلـخی شـد که آگـاهـانـه نـوشـیدم
از ایـن هـم تلـخ تر باشی همان شـیرین فرهادی
کـه روزی چــشمهـایـم را بــه دنـیایـی نـمـیدادی
سـلام ای رفـتـه از دسـتی کـه مـیدانـم نمی آیی
و مـیـدانـم بــرای مـن امـیـدی رفـتــه بـر بــادی
بـه خـاطـر داریـم آیـا ؟ به خـاطر دارمت ، آری
سـلام ای بـاور پـاکی کــه از چشـمـم نـیفـتادی
تو در من زنده ای ...هستی ، گمانم دوستت دارم
کـه بـا هـر واژه ی شـعـرم عـجـیـنی مثـل همزادی
سـکوتم را نکـن باور خـودت هم خـوب میدانی
کـه در اشـعار مـن چـیزی شبـیـه داد و فـریادی
فلانی وصف این حسرت مگر در شعر میگنجد
تــصـور کـن ، در حـجلـه بـمـیـرد تـازه دامـادی
اسیر عشق مـن بودی زمانی...لحظه ای ، روزی
رهـایـت کـردم و گـفـتم : پرستـویـم تـو آزادی
نوشـتی : بی تو میـمیرم خـرابت میشوم عمری
خـلاف آنچـه میـگـفـتـی ببـیـن حـالا چـه آبـادی
نه پیغامی نه پسغامی چه راحت بردی از یادم
نـه حتـی نامه ای ... شـعری بـرای مـن فـرستادی
حقیـقت زهـر تلـخی شـد که آگـاهـانـه نـوشـیدم
از ایـن هـم تلـخ تر باشی همان شـیرین فرهادی
- ۵.۸k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط