{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#آرزوی کوچکی داشتم.

#آرزوی کوچکی داشتم.
خانه‌ای دنج و کتابخانه‌ای و بالکنی.
حیاطی و موسیقی،
در پناهِ سایه‌ی برگ‌های پرتقال و اُمید..🍊🍃

#دلنوشته
@elin_82📚
دیدگاه ها (۷)

نیاز دارم که نام‌ات را بر زبان بیاورم.نیاز دارم که آتش کوچکی...

آنقَدَر اُمیدها به قلبم خیانت کرده‌اَند،که هر گاه به شادیِ ک...

غریبه‌ای‌ستکه شب را با سایه‌ی خودش قسمت می‌کندموهای بادخورده...

💙دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌...

سلام مهربان پدرم ، مهدی جان صبحتان بخیر ، عزیز دل های ماچه د...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۶ با پایان یافتن ت...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

🦋" کودکی" زیباترین و کوتاهترین اتفاق،ناخواسته ی زندگی ست….گا...

فقر، یک انتخابِ سیاسی بود برای کنترلِ اراده‌ی مردم.• ─────『 ...

ادیت خودم تقدیم بچه های مظلوم فراجا💔مرا هیچ از وطن محبوب‌تر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط