توکجایی سهراب:
توکجایی سهراب:
خانه ی دوست فروریخت سرم!
آرزویم رادستی دزدید
آبرویم راحرفی له کرد
مانده ام عشق کجا مدفون شد؟
به چه جرمی غزلم را خواندن؟
به چه حقی همه را سوزاندن؟
گله دارم سهراب.....
دل من سخت گرفته ست بگو!
هوس آدمها.....
تاکجا قلب مرا میکوبد؟
تاکجا باید رفت؟
تازچشمان سیاه مخفی شد؟
دوست دارم برم.....
اینهمه خاطره راازمن بردارید
عشق راجای خودش بگذارید .
بگذارید به این خوش باشم
که به قول سهراب:
پشت دریاشهریست
که دران هیچکسی تنهانیست
عشق بازیچه ی ادم ها نیست
زندگی عرصه ماتم ها نیست
خانه ی دوست فروریخت سرم!
آرزویم رادستی دزدید
آبرویم راحرفی له کرد
مانده ام عشق کجا مدفون شد؟
به چه جرمی غزلم را خواندن؟
به چه حقی همه را سوزاندن؟
گله دارم سهراب.....
دل من سخت گرفته ست بگو!
هوس آدمها.....
تاکجا قلب مرا میکوبد؟
تاکجا باید رفت؟
تازچشمان سیاه مخفی شد؟
دوست دارم برم.....
اینهمه خاطره راازمن بردارید
عشق راجای خودش بگذارید .
بگذارید به این خوش باشم
که به قول سهراب:
پشت دریاشهریست
که دران هیچکسی تنهانیست
عشق بازیچه ی ادم ها نیست
زندگی عرصه ماتم ها نیست
- ۹۵۳
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط