{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...........پدرم

...........پدرم
شانه هایت را بیاور شانه کم آورده ام



یک بغل دلواپسی یک سینه غم آورده ام

خسته و در مانده ام می جویمت در فالها
با توام ! باور نداری قهوه هم آورده ام

این غبار راه را از شانه هایم پاک کن
عشق را از جاده ی پرپیچ وخم آورده ام

آرزوی روزهای دور احساس منی
حکم کن هر جور خواهی متهم آورده ام

بی تومی لرزد دلم آرامشم از من مگیر
این دل ویرانه را از کجا آورده ام

بی تو گاهی فکرهای ظاهرا بد می کنم
حرف آخر را بگویم بی تو کم آورده ام
.......بیاد پدر
دیدگاه ها (۶)

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

شانه هایت را بیاور شانه کم آورده ام یک بغل دلواپسی یک سینه غ...

شانه هایت را بیاور شانه کم آورده ام یک بغل دلواپسی یک سینه غ...

شانه هایت را بیاور شانه کم آورده امیک بغل دلواپسی یک سینه غم...

شانه هایت را بیاور شانه کم آورده ام یک بغل دلواپسی یک سینه غ...

شانه هایت را بیاور شانه کم آورده امیک بغل دلواپسی یک سینه غم...

شانه هایت را بیاور شانه کم آورده ام...یک بغل دلواپسی یک سینه...

شانه هایت را بیاور شانه کم آورده ام یک بغل دلواپسی یک سینه غ...

شانه هایت را بیاور شانه کم آورده امیک بغل دلواپسی یک سینه غم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط