{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شانه هایت را بیاور شانه کم آورده ام...

شانه هایت را بیاور شانه کم آورده ام...
یک بغل دلواپسی یک سینه غم آورده ام....

خسته و در مانده ام می جویمت در فالها...
با توام ! باور نداری قهوه هم آورده ام....

این غبار راه را از شانه هایم پاک کن...
عشق را از جاده ی پرپیچ وخم آورده ام....

آرزوی روزهای دور احساس منی...
حکم کن هر جور خواهی متهم آورده ام....

بی تومی لرزد دلم آرامشم از من مگیر...
این دل ویرانه را از شهر خود آورده ام....

بی تو گاهی فکرهای ظاهرا بد می کنم...
حرف آخر را بگویم بی تو کم آورده ام....
دیدگاه ها (۳)

صبح است...یاس را باید کاشتتوی گلدان ظریفی که پر از عطر خداست...

دیکتــــه روزگارنبودنت را برایم دیـکتــــــه می کنــــدو نـُ...

عاشق باش ، ...دلداده باش ...دلت را بده دست خودش ! ...خودش گف...

دکتر نیستم...اما برایت ده دقیقه راه رفتن،روی جدول کنار خیابا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط