دلم تا برایت تنگ می شود

دلم تا برایت تنگ می شود


نه شعر می‌خوانم،
نه ترانه گوش می‌دهم،
نه حرفهایمان را تکرار می‌کنم.
دلم تا برایت تنگ می‌شود؛
می‌نشینم
اسمت را
می‌نویسم
می‌نویسم
می‌نویسم
بعد می‌گویم:
این همه او
پس دلتنگی چرا؟!
دلم تا برایت تنگ می شود؛
میمِ مالکیت به آخرِ اسمت اضافه می‌کنم
و باز  عاشقت می‌شوم...
✎ عادل_دانتیسم
دیدگاه ها (۶)

عاشقانه های شبنم

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

بماند که ندارمت…بماند که هنوز دلم برایت تنگ استبماند که تکه‌...

موسیقی

رهبر شهید

هر وقت دلتنگ می‌شوم ودلم میگیرد همان لحظه می‌فهممیک جای کار ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط