سهراب گفت: قایق "خواهم" ساخت... دور خواهم شد از این خاک غ
سهراب گفت: قایق "خواهم" ساخت... دور خواهم شد از این خاک غریب...
من می گم: قایقی "باید" ساخت... دور باید شد از این خاک غریب...
کسی دیگری گفت: قایقی ساختم.... دور شدم از این خاک... پشت شلمچه شهری است که در آن پنجرها رو حرم باز شده...
من می گم: قایقی "باید" ساخت... دور باید شد از این خاک غریب...
کسی دیگری گفت: قایقی ساختم.... دور شدم از این خاک... پشت شلمچه شهری است که در آن پنجرها رو حرم باز شده...
- ۲.۴k
- ۱۰ مرداد ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط