A Shadow Named You

A Shadow Named You

سایه‌ای به نام تو

P.22

(روایت از زبان ا.ت)

چند لحظه به راننده خیره موندم.

+ اشتباه گرفتین، من نیستم.

راننده نگاهی به لباس عروسم انداخت و شونه‌ای بالا انداخت.

\ باشه خانم، هرطور راحتین. (شوفر اوسکول)

در تاکسی رو باز کردم و سوار شدم. فقط می‌خواستم هرچه زودتر از اونجا دور بشم.

+ لطفاً حرکت کنید.

اما قبل از اینکه راننده راه بیفته، صدای ضربه‌ای به شیشه اومد.

سرم رو برگردوندم.

جونگ‌کوک بود.

شیشه رو پایین کشیدم و با عصبانیت نگاهش کردم.

- پیاده شو.

+ نه.

- ا.ت، این آخرین باره که بهت می‌گم.

+ منم آخرین باره که می‌گم، نمیام!

جونگ‌کوک نگاهی به راننده انداخت و بعد دوباره به من خیره شد.

- لطفاً چند دقیقه صبر کنید. باید با همسرم صحبت کنم.

+ من همسرت نیستم!

صدایم اون‌قدر بلند بود که چند نفر توی پیاده‌رو برگشتن نگاهمون کردن.

جونگ‌کوک لحظه‌ای ساکت موند.

بعد آروم گفت:

- باشه، ا.ت. پس بیا پایین و این حرف‌ها رو بیرون از ماشین بزنیم.

این بار توی نگاهش چیزی غیر از عصبانیت دیدم.

انگار واقعاً نمی‌دونست باید با من چه کار کنه.......

ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۳)

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

💜 تک‌پارتی: به بی‌تی‌اس توهین نکن!ژانر: مافیا، کمدی، اکشن | ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

تکپارتی | جونگکوک

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط