{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشد

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشد
هیچکس مانند او دلدادهٔ بیدل نشد

گفتم ای دل عشق را پنهان کن و نشکن غرور
شانه بالا کرده بر من ارزشی قائل نشد

بارها دادم نشانش سبزه و جوی و چمن
لیک او جز روی تو بر دیگری مایل نشد

خواستم تا پرده ای سنگین کشم بر روی عشق
هیچ ابری طلعتِ خورشید را حائل نشد

گفته بودی کن حذر از آتش سوزان عشق
خواستم، اما به چشمانت قسم حاصل نشد
دیدگاه ها (۱)

ای صبا با تو چه گفتندکه خاموش شدی ،چه شرابی به تو دادندکه مد...

یک غزل نذر تو کردم سرِ صبحتا که آرام شوم در برِ صبح دوش بی ر...

صبح یعنی سلام به خداوند پاکسلام به تو دوست من. سلام به همه خ...

ذکر حق ای یار من بسیار کنتا توانی کار خوش در کار کنپاک باش و...

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشد،،،،""،،هیچکس مانند او دلد...

. پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشدهیچکس مانند او دلدادهٔ ب...

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشدهیچکس مانند او دلدادهٔ بید...

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشدهیچکس مانند او دلدادهٔ بید...

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشدهیچکس مانند او دلدادهٔ بید...

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشد،،،،""،،هیچکس مانند او دلد...

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشدهیچکس مانند او دلدادهٔ بید...

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشدهیچکس مانند او دلدادهٔ بید...

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشدهیچکس مانند او دلدادهٔ بید...

. پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشدهیچکس مانند او دلدادهٔ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط