در موقع اعزام از او (شهید جنگجو) خواستند تا خوب شدن پایش

در موقع اعزام از او (شهید جنگجو) خواستند تا خوب شدن پایش صبر کند اما او فریاد میزد:
« پای برهنه با دشمن خواهم جنگید»

بمناسبت بازگشت پیکر شهید سرافراز محسن جنگجو

@Afsaran_ir
دیدگاه ها (۱)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

زینب(س)؛ معمارِ جنگِ روایت‌ها✍ سید علیرضا آل‌داود در شب میلا...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟐...حرفش با صدای زنگ ...

#مهمان_داریم 🌷 ✋ در موقع اعزام از او (شهید جنگجو) خواستند تا...

#خاطرات_شهید « می خواهم مثل #حر باشم »#همسر شهید محمد جعفر س...

سلام دوستانمهمون امروزمون برادر محسن هست🥰✋*شهیدِ قهرمانِ سَر...

مادر شهید «ذوالفقار حسن عزالدین» : فکر نکنید که با ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط