{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهریار بهروز :

شهریار بهروز :

حال آدم که دست خودش نیست
عکسی می‌بیند، ترانه‌ای می‌شنود، خطی می‌خواند
اصلن هیچی هم نشده یکهو دلش ریش می‌شود...
حالا بیا وُ درستش کن
آدمِ دلگیر منطق سرش نمی‌شود
برای آنها که رفته‌اند آن ها که نیستند، می‌گرید
دلتنگ می‌شود حتی برای آنها که هنوز نیامده‌اند...
دل که بلرزد دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست
این وقت ها انگار کنار خیابانی پر تردد ایستاده‌ای
تا مجال عبور پیدا کنی
هم صبوری می‌خواهد هم آرامش
که هیچکدام نیست!
آدم تصادف می‌کند با یک اتوبوس خاطره‌های مست...
دیدگاه ها (۲)

شل سیلور استاین :اولین بارکه بخواهم بگویم دوستت دارمخیلی سخت...

...

روزی که فکر کردی یه چیزیواز ته دل دوست داریهیچوقت ولش نکنممک...

پویا جمشیدی :باید می‌دیدمت، تا تورا برای همیشه زندگی کنم.بای...

#شعرحال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می‌بیند، ترانه‌ای می‌شنود، خطی ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می‌بیند، ترانه‌ای می‌شنود، خطی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط