{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو تموم اون شهر که بی انتها بود هیچ پایانی وجود نداشت

تو تموم اون شهر که بی انتها بود هیچ پایانی وجود نداشت
یه پیانو رو در نظر بگیر کلیدها شروع میشن کلیدها پایان می یابند
میدونی 88تا کلید هست کسی تعدادشو کمتر یا بیشتر نمیگه بی انتها نیستن
این تویی که بی انتهایی وبا اون کلیدها اهنگی که میسازی بی انتهاست و من اینو دوس دارم تو من رو جایی میبری که یک میلیون کلید داره بدون هیچ پایانی
مکس این حقیقته کلیدها پایانی ندارند
خدای من اون خیابون هارو دیدی فقط خیابون ها هزاران خیابون وجود داره
چکار میکنی چطور فقط ی خیابونو انتخایب میکنی
یه زن و یک خونه
یه قطعه زمین که مال خودت باشه
یه منظره که بش نگاه کنی
یه روش برای مردن
تمام دنیا وبال گردنته و تو حتی نمیدونی کی به پایان میرسه
تا حالا شده از فکر جدایی بترسی؟از این اتفاق میترسی؟ من تو این کشتی بدنیا اومدم

و دنیا منو نادیده گرفت اما هر دفعه ارزوی دو هزار نفر تو این کشتی جا موند
خشکی؟ خشکی کشتیه که برای من خیلی بزرگه مث زنی که خیلی زیباست
یه پل که خیلی طولانیه یه عطر که خیلی قویه هرگز نمیتونم از این کشتی پیادشم
در نهایت نمیتوننم از زندگیم بیرون بیام بعد این همه از نظر بقیه یه مرده ام دوست من دوست دارم ولی پیاده نمیشم
دیدگاه ها (۱۰)

خب بچه ها امیدوارم خبر داشته باشین که قراره بگا بریم ممنون ک...

My lovely neighbor part : 60

My lovely neighbor part : 59

#حجاب_یعنی_مهربانی ۱ 🌸خب، می‌خوایم یه بحث خیلی مهم رو شروع ک...

سناریو دراکو مالفوی

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۴: «حسادت» 🤍🖤**صحنه ۱ - بیرونی: خیابون ...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟓نیلا به طرف تاکسی اون طرف خیابون رفت +سلام اقا خسته نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط