تیزر داستان جدید در واتپد

تیزر داستان جدید در واتپد

....تو اون آدمی که می‌شناختم نیستی
بدون توجه به لب های که از بغض می‌لرزیدن
بیشتر روی صورتش خم شد و با نگاهی سردی که یخ زدگی اش تا عمق قلب دختر نفوذ کرد به چشمای معصومش خیره شد
و با لحنی که به خشکی صحرای بی پایان بود گفت : آدمی که تو می‌شناختی همون لحظه ای که پات رو از اون کالسکه بیرون گذاشتی مرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

..... آئورا
با لبخند زیبایی که روی لب هایش نشست بود برگشت سمتش
و پرسید : چی..؟ این یعنی چی
دست های دختر رو رو بین دست هایش گرفت
و با نگاهش که عسلی چشمانش بیشتر از هر زمانی دیگری می‌درخشیدن به چشماش خیره شد
و لب زد : اسم یه آلهه یونانی به نام خدا نسیم سپیده دم
به معنای آرامش سحر... تو برام همینی آئورا مثلا همون
نسیم خنک صبحگاهی که با وجود تمام خستگی و خواب‌آلودگی از لمسش لذت میبرم هموقدر آرامش بخش همون قدر لطیف و دست نیافتنی


من درحال حاضر فعالیت زیادم توی واتپده
و یه داستان جدیده سلطنتی از تهیونگ شروع کردم به اسم Dauphin

ایدی واتپد 👇🏻
https://www.wattpad.com/user/jeon_hanmen?utm_source=android&utm_medium=link&utm_campaign=invitefriends
دیدگاه ها (۳۴)

🌙 THE GIRL IN HIS DREAMSدختری در خواب‌های او | فیکشن ۶ پارتی...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 2باران هنوز بی‌امان می...

دختر و پارتی

{محکوم به لمس } part ۲۶ 杂交种آرو وقتی سکوتش را دید لجباز و یه...

جنگل نفرین شده پارت ۲۵

#مافیا_عزیز_من#Part۳۰آخرین تیکه‌های کیک شکلاتی هم با لذت تما...

dark life = 39

ترس در میان عشق پارت²که .... کوک دست ستاره را محکم گرفت و به...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 30 | پایانشش سال بعد... 🤍لینو توی آ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۴دودِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط