🔰روزی که دانشجویان پیش پای نیکسون قربانی شدند بخش دوم...🔰
روزنامه کيهان 1401/09/15
روزی که دانشجویان پیش پای نیکسون قربانی شدند _ بخش دوم
این تظاهرات در 16 آذر به اوج خود رسید تا جایی که گارد شاهنشاهی و مزدوران شاه به داخل دانشگاه تهران و دانشکده فنی آن که مرکز تظاهرات بود، هجوم برده و با رگبار مسلسل، دانشجویان را به گلوله بستند. صدها دانشجو زخمی و دهها تن دستگیر شدند و سه دانشجو به اسامی شریعت رضوی، قندچی و بزرگ نیا به خاک و خون غلتیدند. دکتر عباس شیبانی، یکی از شاهدان واقعه 16 آذر سال 1332 که در آن زمان دانشجوی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران بود، در تشریح واقعه آن روز گفته است: « ورود معاون رئیسجمهور آمریکا به ایران مدتی پس از رویکار آمدن حکومت کودتا و بیم رژیم از بروز مخالفتهای دانشجویی در بدو ورود مقامات آمریکایی به ایران باعث شد دستگاه کودتا بهطریقی صدای جریانات دانشجویی را خاموش کند و از آنها زهر چشم بگیرد. از آنجا که در آن زمان دانشکده فنی فعال بود، سربازان به بهانهای سر یکی از کلاسها که مدعی بودند دانشجویان آن کلاس زنگ تفریح آنها را مسخره کردهاند حاضر میشوند، استاد مربوطه در اعتراض به این حرکت نزد دکتر عابدی معاون دانشکده میآید و قضیه را بازگو میکند، دکتر عابدی نیز برای ختم غائله زنگ دانشکده را به صدا در میآورد، به این صورت دانشکده تعطیل میشود دانشجویان به بیرون هجوم میآورند و پس از مدتی سه نفر شهید میشوند. من دانشجوی دانشکده پزشکی بودم و ظهر هنگام بازگشت متوجه شدم دانشکده بسیار خلوت است، بعد متوجه این جریان شدم.»3 شهید دکتر چمران در بخشی دیگر از روایت خود از 16 آذر سال 1332 دانشگاه تهران نوشته است: «.... وخامت اوضاع به حد اعلا رسيده بود. شلوغي بيرون كلاس و صداي شديد چكمههاي سربازان از نزديك شدن حادثه اي حكايت ميكرد... تا بالاخره در كلاس به شدت به هم خورد و پنج سرباز با مسلسل سبك وارد كلاس شدند. يكي از آنها لوله مسلسل را به طرف شاگردان عقب كلاس گرفته آماده تيراندازي شد و ديگري به همين نحو مامور قسمت جلوي كلاس گرديد.... یکی شعار داد «دست نظاميان از دانشگاه كوتاه». هنوز صداي او خاموش نشده بود كه رگبار گلوله باريدن گرفت و چون دانشجويان فرصت فرار نداشتند، به كلي غافلگير شدند و در همان لحظه اول عده زيادي هدف گلوله قرار گرفتند. لحظات موحشي بود.
دانشجويان يكي پس از ديگري به زمين مي افتادند به خصوص كه بين محوطه مركزي دانشكده فني و قسمتهاي جنوبي سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشيني عده زيادي از دانشجويان روي اين پلهها افتاده، نتوانستند خود را نجات دهند...»4 شهید چمران در همان روایت ادامه داده است: «... رگبار گلوله همچنان براي دقيقههاي طولاني و مرگبار ادامه داشت. من به اتفاق عده زيادي از دانشجويان از كريدور جنوبي دانشكده رهسپار در جنوبي شده ولي ناگاه در انتهاي كريدور به يك دسته سرباز برخورد كرديم كه تفنگها را به سوي ما نشانه گيري كرده دستور ايست مي دادند. ولي چون در آن بحبوحه ايستادن ميسر نبود، آنها نيز شروع به تيراندازي كردند.
ادامه در پست بعدی....
روزی که دانشجویان پیش پای نیکسون قربانی شدند _ بخش دوم
این تظاهرات در 16 آذر به اوج خود رسید تا جایی که گارد شاهنشاهی و مزدوران شاه به داخل دانشگاه تهران و دانشکده فنی آن که مرکز تظاهرات بود، هجوم برده و با رگبار مسلسل، دانشجویان را به گلوله بستند. صدها دانشجو زخمی و دهها تن دستگیر شدند و سه دانشجو به اسامی شریعت رضوی، قندچی و بزرگ نیا به خاک و خون غلتیدند. دکتر عباس شیبانی، یکی از شاهدان واقعه 16 آذر سال 1332 که در آن زمان دانشجوی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران بود، در تشریح واقعه آن روز گفته است: « ورود معاون رئیسجمهور آمریکا به ایران مدتی پس از رویکار آمدن حکومت کودتا و بیم رژیم از بروز مخالفتهای دانشجویی در بدو ورود مقامات آمریکایی به ایران باعث شد دستگاه کودتا بهطریقی صدای جریانات دانشجویی را خاموش کند و از آنها زهر چشم بگیرد. از آنجا که در آن زمان دانشکده فنی فعال بود، سربازان به بهانهای سر یکی از کلاسها که مدعی بودند دانشجویان آن کلاس زنگ تفریح آنها را مسخره کردهاند حاضر میشوند، استاد مربوطه در اعتراض به این حرکت نزد دکتر عابدی معاون دانشکده میآید و قضیه را بازگو میکند، دکتر عابدی نیز برای ختم غائله زنگ دانشکده را به صدا در میآورد، به این صورت دانشکده تعطیل میشود دانشجویان به بیرون هجوم میآورند و پس از مدتی سه نفر شهید میشوند. من دانشجوی دانشکده پزشکی بودم و ظهر هنگام بازگشت متوجه شدم دانشکده بسیار خلوت است، بعد متوجه این جریان شدم.»3 شهید دکتر چمران در بخشی دیگر از روایت خود از 16 آذر سال 1332 دانشگاه تهران نوشته است: «.... وخامت اوضاع به حد اعلا رسيده بود. شلوغي بيرون كلاس و صداي شديد چكمههاي سربازان از نزديك شدن حادثه اي حكايت ميكرد... تا بالاخره در كلاس به شدت به هم خورد و پنج سرباز با مسلسل سبك وارد كلاس شدند. يكي از آنها لوله مسلسل را به طرف شاگردان عقب كلاس گرفته آماده تيراندازي شد و ديگري به همين نحو مامور قسمت جلوي كلاس گرديد.... یکی شعار داد «دست نظاميان از دانشگاه كوتاه». هنوز صداي او خاموش نشده بود كه رگبار گلوله باريدن گرفت و چون دانشجويان فرصت فرار نداشتند، به كلي غافلگير شدند و در همان لحظه اول عده زيادي هدف گلوله قرار گرفتند. لحظات موحشي بود.
دانشجويان يكي پس از ديگري به زمين مي افتادند به خصوص كه بين محوطه مركزي دانشكده فني و قسمتهاي جنوبي سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشيني عده زيادي از دانشجويان روي اين پلهها افتاده، نتوانستند خود را نجات دهند...»4 شهید چمران در همان روایت ادامه داده است: «... رگبار گلوله همچنان براي دقيقههاي طولاني و مرگبار ادامه داشت. من به اتفاق عده زيادي از دانشجويان از كريدور جنوبي دانشكده رهسپار در جنوبي شده ولي ناگاه در انتهاي كريدور به يك دسته سرباز برخورد كرديم كه تفنگها را به سوي ما نشانه گيري كرده دستور ايست مي دادند. ولي چون در آن بحبوحه ايستادن ميسر نبود، آنها نيز شروع به تيراندازي كردند.
ادامه در پست بعدی....
- ۴.۵k
- ۱۵ آذر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط