تو هم چنین کبوتری عاشق وسبک بال آمدی وبربلندای بام دلم ل

تو هم چنین کبوتری عاشق وسبک بال آمدی وبربلندای بام دلم لانه کردی زمستان شده ورفتی رفتی ولی حرفی ازآمدن به میان نیاوردی ولی گفتی منتظرم هستم باش اما نگفتی تاکی وبدان که من هنوز منتظرت هستم ولی می دانم که هیچ وقت نخواهی، آمد زیرا بربالای خانه ی دل کس دیگری لانه داری
دیدگاه ها (۱)

توهمچون کبوتری عاشق وسبک بال آمدی وبربلندای بام دلم لانه کر...

یکم طولانیه ولی دوست دارم بخونید:نامه خدا به همه انسانها...ا...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط