{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نزول مجدد غیبی قرآن

نزول مجدد غیبی قرآن




بعد بیش از حدود 1300 سال از پیامبری




♥ حضرت محمد مصطفی (ص) اللهم صلے علے محمد و آله محمد و عجل فرجهم ♥




بر کربلایی محمد کاظم کریمی (ساروقی)

کربلایی محمدکاظم کریمی ساروقی (زادهٔ: ۱۲۶۲، ساروق اراک - درگذشت: ۱۳۳۹، قم)

فردی بی سواد بود که مدعی حفظ کل قرآن شد.

ادعای وی توسط بسیاری از علما، مقامات دولتی و فرهنگیان وقت امتحان

و توسط آنان تایید شد. به گفته او، در امامزادگان ۷۲تن ساروق یکباره حافظ قرآن شده‌است.

مدفن وی قبرستان نو قم است



داستان زندگی کربلایی کاظم قبل از روی دادن معجزه به

صورت غیبی حافظ قرآن شدنش

محمد کاظم کریمی ساروقی فرزند عبد الواحد، معروف به کربلایی کاظم

در یکی از روستاهای دور افتاده اراک به نام ساروق ،

از توابع فراهان اراک، در خانواده‌ای فقیر چشم به جهان گشود

و پس از گذراندن ایام کودکی به کار کشاورزی و دامداری پرداخت.

وی تقریبا همچون سایر مردم روستا از خواندن و نوشتن محروم بود

و بهره‌ای از دانش و علم نداشت و با وجود علاقه به یاد گرفتن خواندن، نوشتن

و آموزش قرآن، به علت عدم توانایی مالی پدر به مکتب نرفت

و درس نخواند. یک سال، در ماه مبارک رمضان،

مبلّغی از سوی آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری

به روستای ایشان می‌رود و در منبر و سخنرانی خود از نماز، خمس و زکات می‌گوید

و در ضمن تاکید می‌کند که هر مسلمانی حساب سال نداشته باشد

و حقوق مالی خویش را ندهد، نماز و روزه‌اش صحیح نیست.

کسانی که گندمشان به حد نصاب برسد و زکات و حق فقرا را ندهند،

مالشان به حرام مخلوط می‌گردد و اگر با عین پول آن گندم‌های زکات نداده

خانه یا لباس تهیه کنند، نماز در آن خانه و با آن لباس باطل است،

وی همچنین تاکید می‌کند که مسلمان واقعی باید به احکام الهی و حلال و حرام

خداوند توجه کند و زکات مالش را بدهد.

محمد کاظم که می‌دانست ارباب و مالک ده، خمس و زکات نمی‌دهد،

ابتدا به او تذکر می‌دهد، ولی او اعتنا نمی‌کند،

از این رو، تصمیم می‌گیرد روستای خود را ترک کند و برای ارباب ده کار نکند،

هر چه خویشان، به خصوص پدرش، بر ماندن وی پا فشاری می‌کنند،

او حاضر نمی‌شود در آن روستا بماند و شبانه از ده فرار می‌کند

و تقریبا سه سال برای امرار معاش در دهات دیگر به عملگی و خارکنی می‌پردازد،

تا با دسترنج حلال گذران عمر کند. دقت شود که تقوای او و رعایت حلال و حرام

در او به حدی بود که همسر خود را در روستا می گذارد

و چند سال به شهر غربت می رود تا مال حلال به دست بیاورد.

یک روز مالک ده از محل او مطلع می‌شود

و برای او پیغام می‌فرستد که من توبه کرده‌ام و خمس و زکات مالم را می‌دهم

و از تو می‌خواهم که به ده برگردی و نزد پدرت بمانی.

او به روستای خود بر می‌گردد و در زمینی که ارباب در اختیار او می‌نهد،

مشغول کشاورزی می‌شود و از همان آغاز نیمی از گندمی

را که در اختیارش نهاده شده بود،

به فقرا می‌بخشد و بقیه را در زمین می‌افشاند.

خداوند به زراعت او برکت می‌دهد،

به حدی که فزون‌تر از حد معمول برداشت می‌کند.

وی به شکرانه برکت یافتن زراعتش تصمیم می‌گیرد

هر ساله نیمی از محصولش را بین فقرا تقسیم کند.

داستان چگونگی وقوع معجزه به صورت غیبی حافظ قرآن

شدن کربلایی کاظم (ره)

یک روز در سن 27 سالگی در زمان برداشت محصول، هنگامی که خرمنش را کوبیده بود، منتظر وزیدن باد می‌ماند تا گندم‌ها را باد دهد و کاه را از گندم جدا کند، ولی هر چه منتظر می‌ماند باد نمی‌وزد. نا امیدانه به ده بر می‌گردد، در راه یکی از فقرای روستا او را می‌بیند و می‌گوید: «امسال چیزی از محصولت را به ما ندادی و ما را فراموش کردی». او می‌گوید: «خدا نکند که من فقرا را فراموش کنم! راستش، هنوز نتوانسته‌ام محصولم را جمع کنم». آن فقیر خوشحال به ده بر می‌گردد،

اما محمدکاظم دلش آرام نمی‌گیرد و آشفته حال به مزرعه باز می‌گردد

و با زحمت زیاد، مقداری گندم را برای او جمع می‌کند

و نیز قدری علوفه برای گوسفندانش می‌چیند

و آنها را بر می‌دارد و روانه دهکده می‌شود.

در راه بازگشت، برای رفع خستگی گندم‌ها و علوفه را در کناری می‌نهد

و روی سکوی درِ باغ امامزاده 72 تن، که نزدیک روستا قرار دارد، می‌نشیند.

ناگاه می‌بیند که دو سید جوان عرب نورانی و بسیار خوش سیما، نزد او می‌آیند.

وقتی به او می‌رسند، می‌گویند: محمدکاظم نمی‌آیی برویم

در این امامزاده فاتحه‌ای بخوانیم؟ او تعجب می‌کند که چطور آنها که هرگز او را ندیده‌اند

او را به اسم صدا می‌زنند؟ محمدکاظم می‌گوید: «آقا، من قبلاً به زیارت رفته‌ام
دیدگاه ها (۲۱)

شب آرزوهاست، خدایا به حق این شب عزیز همه را به آرزوهایشان بر...

معرفی مشاهیر شهر اراک زنده یاد سرکار خانم بهجت صدر ، نقاش ...

پروین اعتصامی افتخار استان مرکزی رخشنده اعتصامی مشهور به پر...

دکتر محمد قریب مرحوم دکتر محمد قریب در سال ۱۲۸۸ در یک خانوا...

مسجد محمد رسول الله | روستای جهان آباد | masjed jahanabad

🔰 گناهی که #خدا هیچ وقت نمی‌بخشه!🔻 بعضی از #گناهان را عذرخوا...

🌷🌼🌷🌼🌷🌺🧚‍♀️‼ عبادتهایی که برای آن عذاب می نویسند🌷رسول خدا صلی...

«کی گفته خدا با عشق و حال تو دنیا مخالفه؟!» خیلی وقت‌ها تصور...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :تقویت قوای روحی :1 - گ...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۲)

زندگینامه شهید محمد زیارتی_تنگستان _بندرخورشهاب

🌹بخش اول🌹🔴 مهم / آنچه از حسن روحانی نمی‌دانید‼️🔻متولد ۹ دی ۱...

با خارها راهش را میبندم: شباهت بزیعیه و بهائیت

ایشان در سال ۱۲۳۹ هـ . ق در روستای شوند درگزین از توابع همدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط