{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعری زیبا از احمد شاملو

شعری زیبا از احمد شاملو

سکوت سرشار از ناگفته هاست
می خواهم آب شوم
در گستره ی افق
آنجا که دریا به آخر می رسد
و آسمان آغاز می شود
می خواهم با هر آنچه مرا در بر گرفته یکی شوم .
حس می کنم و می دانم
دست می سایم و می ترسم
باور می کنم و امیدوارم
که هیچ چیز با آن به عناد برنخیزد
می خواهم آب شوم
در گستره ی افق
آنجا که دریا به آخر می رسد
و آسمان آغاز می شود .
چند بار امید بستی و دام برنهادی
تا دستی یاری دهنده
کلامی مهر آمیز
نوازشی
یا گوشی شنوا
به چنگ آری ؟
چند بار
دامت را تهی یافتی ؟
از پای منشین
آماده شو که دیگر بار و دیگر بار
دام باز گستری !
پس از سفرهای بسیار و
عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان‌خیز٬
بر آنم
که در کنار تو لنگر افکنم
بادبان برچینم
پارو وانهم
سکان رها کنم
به خلوت لنگر گاهت درآیم و
در کنارت پهلو گیرم
آغوشت را باز یابم ٬
استواری امن زمین را
زیر پای خویش .
در وجود هر کس
رازی بزرگ نهان است
داستانی
راهی
بیراهه ئی
طرح افکندن این راز
راز من و راز تو
راز زندگی
پاداش بزرگ تلاشی پر حاصل است
دیدگاه ها (۱)

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

می‌خواهم آب شوم در گستره‌ی افقآنجا که دریا به آخر می‌رسدو آس...

شعری زیبا از احمد شاملوسکوت سرشار از ناگفته هاستمی خواهم آب ...

میخواهم آب شوم در گستره افقآنجا که دریا به اخر می رسد و آسما...

می‌خواهم آب شوم در گستره افقآن‌جا که دریا به آخر می‌رسد و آس...

می خواهم آب شومدر گستره ی افقآنجا ک دریا ب آخر می رسدو آسمان...

پس از سفرهای بسیار وعبور از فراز و فرود امواج این دریای توفا...

پس از سفرهای بسیار و عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوف...

دلتنگی های آدمی را باد ترانه می خواندرویاهایش را آسمان پر ست...

هر غروب در افق پدیدار می‌شویدر دورترین فاصله‌هاآنجا که آسمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط