خورشید جاودانه می‌درخشد

خورشید جاودانه می‌درخشد
در مدار خویش
ماییم که پا جای پای خود می نهیم
و غروب می کنیم هر پسین
آن روشنای خاطر آشوب
در افقهای تاریک دور دست
نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین
مرا به طلوعی دوباره می کشاند؟
ای راز!
ای رمز!
ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین!
دیدگاه ها (۱)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویشماییم که پا جای پای خود ...

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویشماییم که پا جای پای خود ...

خورشید جاودانه می درخشد بر مدار خویشمائیم که پا جای پای خود ...

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش/ماییم که پا جای پای خود...

خورشید جاودانه می درخشد بر مدار خویش ماییم که پا جای پای خود...

بر روی سنگ مزار حسین پناهی شعر زیر نوشته شده است خورشید جاود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط