{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان خارپشت ها

داستان خارپشت ها
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.

خارپشت ها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگر را حفظ کنند.

ولی خارهایشان یکدیگررا در کنار هم زخمی میکرد. مخصوصا که وقتی نزدیک تر بودند گرم تر میشدند.

به خاطر همین مطلب تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند و بهمین دلیل از سرما یخ زده و می مردند.


از این رو مجبور بودند برگزینند یا خارهای دوستان را تحمل کنند و یا نسلشان از روی زمین بر کنده شود.

آن ها دریافتند که باز گردند و گردهم آیند.

آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند
چون گرمای وجود دیگری مهمتراست و این چنین توانستند زنده بمانند.
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گرد هم می‌آورد، بلکه آن است هر فرد بیاموزد

با معایب دیگرانکنار آید و محاسن آنان را تحسین نماید.
دیدگاه ها (۱)

شهر تنهایی ...

بسیار زیباپند یک پدر پیر روی تخت بیمارستان درحال مرگ به فرزن...

حکیم و زن خانه شوهر من آهنگری بود که از روی بی‌عقلی دست راست...

معنای عشق ...

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.خارپشت ها و...

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند. خارپشتها ...

‍ 💎 در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند. خارپشت...

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند. خارپشتها...

داستان کوتاه ............./در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات ...

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند. خارپشتها و...

افسانه خار پشتهادر عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و م...

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند. خارپشتها و...

حتما بخونید من که خیلی دوسش دارم. در عصر یخبندان بسیاری از ح...

در عصر یخبنداندر عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط