{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوست

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوست
گاهی همین قشنگ ترین شکل گفت و گوست

بگذار  دست های  تـــو  با  گیسوان  من
سربسته باز شرح دهند آنچه مو به موست

دلواپس قضاوت مردم نباش ، عشق
چیزی که دیر می برد از آدم آبروست!

آزار  می رسانــم  اگـــر  خشمگیــن  نشو
از دوستان هرآنچه به هم می رسد ، نکوست

من را مجال دلخوشی بیشتر نداد
ابری که آفتاب دمی در کنار اوست

آغــوش وا کن ابر! مرا در بغـل بگیــر!
بارانی ام شبیه بهاری که پیش روست
دیدگاه ها (۱)

نگیر از این دل دیوانه، ابر و باران راهوای تنگ غروب و شب خیاب...

تو...بزرگ ترین آرزوی منی...حتی...اگر بر آورده شوی... باز هم....

موج ز خود رفته رفتساحل افتاده مانداین، تن فرسوده را،پای به د...

گاهی باید چترت را ببندی; بگذاری باران آتشی را که در دلت روشن...

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین قشنگ ترین شک...

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین قشنگ ترین شک...

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین قشنگ ترین شک...

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین قشنگ ترین شک...

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین قشنگ ترین شک...

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوست گاهی همین قشنگ ترین ش...

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوست گاهی همین قشنگ ترین ش...

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین قشنگ ترین شک...

بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین قشنگ ترین شک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط