بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
خدای من :
خدای من آن است که همواره پیروز و فراچنگ است.همیشه بالاست حتی آن زمان که پایین بیاید. او خیر است و ماندگارترین.
همه حضور است. مهربانترین است. پس تو چه خوب باشی و چه بد، او همواره خوبترین است. با گذشتترین است.
خدای من غنی است. همیشه نقد کار میکند. او همچون خدایان دیگر وعدهٔ سرخرمن نمی دهد و فقط دستبگیر ندارد.
او یک مُعطِی تمام عیار است. خدای من، همیشه همراه است. همواره با خودم است. معیّت دارد. هر جا که بروم او نیز هست و بی سر و صدا همهچیز را زیر نظر دارد.
خدای من آسانگیر است و برای هر چیزی هزار شرط و شروط ناشدنی وضع نمیکند. او اهل زندگی است. حیّ است و حیات پاکیزه را دوست دارد.
خدای من همچون خدایان دیگران اهل شکنجه و کشتار نیست. آزار نمیرساند و از قتل و از ظلم و بیعدالتی بر حذر میدارد. او حتی کسی را اجبار به دین نمیکند. زیرا به آزادی و اختیاری که به انسان داده، پایبند است.
خدای من بسیار قدردان و شکور است. کافیست به نام او کار خیری -هرچند کوچک- به انجام رسانی، آنگاه به عیان و نقداً قدر شناسیاش را از درون و بیرون در خواهی یافت.
خدای من لطیفی جدا ناشدنی است. مگر میشود من جایی باشم و او حضور نداشته باشد. این ناممکن است. اگر او برود من هم رفتهام هرجا که بخواهد. زیرا من تسلیم اویم و او رفیق اعلیٰ من است.
خدای من :
خدای من آن است که همواره پیروز و فراچنگ است.همیشه بالاست حتی آن زمان که پایین بیاید. او خیر است و ماندگارترین.
همه حضور است. مهربانترین است. پس تو چه خوب باشی و چه بد، او همواره خوبترین است. با گذشتترین است.
خدای من غنی است. همیشه نقد کار میکند. او همچون خدایان دیگر وعدهٔ سرخرمن نمی دهد و فقط دستبگیر ندارد.
او یک مُعطِی تمام عیار است. خدای من، همیشه همراه است. همواره با خودم است. معیّت دارد. هر جا که بروم او نیز هست و بی سر و صدا همهچیز را زیر نظر دارد.
خدای من آسانگیر است و برای هر چیزی هزار شرط و شروط ناشدنی وضع نمیکند. او اهل زندگی است. حیّ است و حیات پاکیزه را دوست دارد.
خدای من همچون خدایان دیگران اهل شکنجه و کشتار نیست. آزار نمیرساند و از قتل و از ظلم و بیعدالتی بر حذر میدارد. او حتی کسی را اجبار به دین نمیکند. زیرا به آزادی و اختیاری که به انسان داده، پایبند است.
خدای من بسیار قدردان و شکور است. کافیست به نام او کار خیری -هرچند کوچک- به انجام رسانی، آنگاه به عیان و نقداً قدر شناسیاش را از درون و بیرون در خواهی یافت.
خدای من لطیفی جدا ناشدنی است. مگر میشود من جایی باشم و او حضور نداشته باشد. این ناممکن است. اگر او برود من هم رفتهام هرجا که بخواهد. زیرا من تسلیم اویم و او رفیق اعلیٰ من است.
- ۸۵
- ۱۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط