{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ی برگ از دلنوشته های ی دختر روستایی رو خوندم دوسش داشتم..

ی برگ از دلنوشته های ی دختر روستایی رو خوندم دوسش داشتم..
گفتم برای شماهم بزارمش

سخن آغاز
خیلی وقتا اگه خیلی از ما خیلی چیزا رو نمی تونیم باور کنیم فقط به این خاطر ه که با واقعیات دور وبرمون منطبق نیست .یکی از چیزایی هم که من هیچ وقت نتونستم باورش کنم این شعره که یه عمری تو کتاب فارسی اول دبستان بود و حالا دیگه نمی دونم هست یا نه :خوشا به حالت ای روستایی چه شاد وخرم چه با صفایی و الی آخر ...

باور این شعر واسه من همیشه سخت بود چون روستای ما چندسال قبل از مهاجرت ما به اونجا دچار خشکسالی شده بود و شاید تو کل روستا سه تا درخت هم پیدا نمی شد .حالا خودتون کلاهتونو قاضی کنین که کجای این روستا شاد وخرم وبا صفاست؟؟؟

شاید باور نکنین من هیچ وقت لانه سازی پرنده ها رو ندیدم چون درختی نبود که پرنده ای روش لونه کنه . نمی گم اون طرفا پرنده هم نبود ،بود یه چند تا گنجشک که خونه می ساختن ولی تو درز وسوراخای دیوار .

کلاغ رو که دیگه همه می شناسین .به ندرت اون طرفا پیداش می شد .اینقدر کم که هر وقت از آسمون حیاط خونمون رد میشدو قارقارش رو سر می داد ما اینو به فال نیک می گرفتیم و می گفتیم که مهمون میاد وعجیب هم این بود که مهمون میومد ...
دیدگاه ها (۶)

⁨کاش قبل از اینکه چیزی بگیم، یه لحظه فکر کنیم…چون ما هیچ‌وقت...

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

ادامه پارت ۵۳

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

اگر شهدا نبودند، شاید هیچ‌وقت باور نمی‌کردیم که می‌شود از می...

بچه ها کیا این نقاشی رو یادشونه؟🥲😅قدیمی های پیج قبلی شاید یا...

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

این آهنگ خیلی دوست دارم امیدوارم خوشتون بیاد☺️☺️میخوام یه چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط