بنا كن رسم دلداري ، دل و جان دادنش با من .
بنا كن رسم دلداري ، دل و جان دادنش با من .
بده پيغام خود از دور ، اشارت كردنش با من .
بسوزان هرچه ميخواهی ، ولی دل را نوازش كن .
بپا كن آتش عشقت ، سياوش بودنش با من .
رها كن دود آتش را ، ولی ياد مرا هرگز .
سيه كن آسمان با دود ، نيلی كردنش با من .
تو و دل دادن دريا ، من و دنيايی از رؤيا .
بزن كشتى به طوفانها ، به ساحل بردنش با من .
ز هر دردی دری بگشا ، به هر آهنگ شادی كن .
بزن بر تار و پود دل ، مرتب كردنش با من .
بمان بيدل بگو از دل، دل از دلواپسی كم كن .
تو وا كن سفرهء دل را ، صبوری كردنش با من .
بده پيغام خود از دور ، اشارت كردنش با من .
بسوزان هرچه ميخواهی ، ولی دل را نوازش كن .
بپا كن آتش عشقت ، سياوش بودنش با من .
رها كن دود آتش را ، ولی ياد مرا هرگز .
سيه كن آسمان با دود ، نيلی كردنش با من .
تو و دل دادن دريا ، من و دنيايی از رؤيا .
بزن كشتى به طوفانها ، به ساحل بردنش با من .
ز هر دردی دری بگشا ، به هر آهنگ شادی كن .
بزن بر تار و پود دل ، مرتب كردنش با من .
بمان بيدل بگو از دل، دل از دلواپسی كم كن .
تو وا كن سفرهء دل را ، صبوری كردنش با من .
- ۴.۴k
- ۲۵ آبان ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط