{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بس که هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد

بس که هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد
دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو

تا به این جا که به درد تو نخوردم آقا
هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو

چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من
راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو

سال ها می شود از خویش سؤالی دارم
من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو

با حساب دل خود هر چه نوشتم دیدم
من از این زندگیم سود نبردم بی تو

گذری کن به مزارم به خدا محتاجم
من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو
دیدگاه ها (۳)

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

نگرفتی خبــر از گمشده راهی گاهیکه بپرسی کمی از حال‌ تباهی گا...

پارت ۲۴صدایِ آهنگِ پرانرژیِ عروسی از داخلِ سالن می‌اومد، اما...

سناریو تایجو

بس که هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرددل به دریای غم و غصه سپرد...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

دلنوشته در غروب جمعه با امام زمان – غروب هایی که بدون تو میم...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط