{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلنوشته در غروب جمعه با امام زمان – غروب هایی که بدون تو

دلنوشته در غروب جمعه با امام زمان – غروب هایی که بدون تو میمیرم


جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو

بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو

بس که هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد
دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو


تا به این جا که به درد تو نخوردم آقا
هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو

چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من
راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو


سال ها می شود از خویش سؤالی دارم
من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو

با حساب دل خود هر چه نوشتم دیدم
من از این زندگیم سود نبردم بی تو

گذری کن به مزارم به خدا محتاجم
من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو
دیدگاه ها (۶)

آری من هم مادری مقصرم!!!وقتی که به دخترم گفتم که باید به برا...

“اربابم نمیخای بیای دیگه؟”یاد گرفـتم هـر وقـت دلمواســــه کس...

بزرگی می گفت :محبت راازدرخت شکوفه زده آموختمچون وقتی به او ل...

زیباترین حسِ سجده این است که؛تو در گوشِ زمین پچ پچ می کنی؛ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط