عاشقانه

.
ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردم
یه کاری بر تسلی این دلـــی بی آبرو کردم

برای دیدنت یک یک تمام کوچه را گشتــم
ز بهر یک نشانت هر کجا را مو به مو کردم

نشستم گوشه تنها بيادت تا سحـــــــــــر اینجا
تمام خاطرات کهنه ات را زیر و رو کردم

نشسته تا سحر کردم به ماه آسمان خلـوت
او از نور خودش اما من ازتو گفتگو کردم

سر سجاده هر باری میان ربنای خــــویش
خدا گفتم و از نزدش تو را هم آرزو کردم

همه شب را به یاد زلف تو کردم غزل بافی
سحر آن را زآب دیده گانم شستشو کـردم

به دل گفتم که پنهانی همیشه عاشقت باشم
ولی با این غزل حس خودم را باز رو کردم




‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌.
دیدگاه ها (۰)

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

گلشن کردستانی

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

از خجالت قرمز شدم رو به مادمازل کردم و پوزش خواستم ، مادماز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط