🔷گذری کوتاه بر زندگی سردار حاج احمد متوسلیان(قسمت دو )🔷
🔷گذری کوتاه بر زندگی سردار حاج احمد متوسلیان🔷
یکی از زندانیان در ساواک گواهی میدهد:"... به جرأت میتوانم بگویم تا آن روز ندیده بودیم کسی را مثل احمد شکنجه بدهند. او را در حلقه محاصره بازجویان قرار میدادند و بعد بیوقفه چندین ساعت با کابل و باتوم بر سر تا پایش میکوبیدند. جای سالمی در بدن احمد نگذاشته بودند. شیوه دیگر شکنجهای که در مورد احمد اعمال میشد، بستن دستهایش با دستبند به شیوه قپانی و آویزان کردن او از سقف اتاق بود. خود ساواکیها از این سبک شکنجه با عنوان مضحک "جوجه کباب کردن زندانی " یاد میکردند. در بعضی روزها حتی تا سیزده - چهارده ساعت احمد را به صورت قپانی از سقف آویزان میکردند. البته در تمام آن لحظات برای خرد کردن روحیهاش هر چه دشنام رکیک و ناسزای ناموسی و عقیدتی هم که اربابان آریامهریشان به آنها یاد داده بودند، نثار احمد میشد. واقعاً بایستی صبر ایوب و ایمان حضرت ابراهیم را میداشتید تا کم نمیآوردید و ضعف نشان نمیدادید. احمد نه کم آورد و نه خودش را جلوی آن از خدا بیخبرها کوچک کرد. مثل کوه محکم ماند و مقاومت نشان داد. "(۳)
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی، مسوولیت تشکیل کمیته محله را بر عهده گرفت. با تشکیل سپاه پاسداران به عضویت این نهاد تازه تأسیس درآمد و به مقابله با گروهکهای ضد انقلاب و تجزیه طلب پرداخت. در تابستان ۱۳۵۸ خورشیدی برای مقابله با گروهکهای مسلح ضد انقلاب، عازم کردستان شد. وی علاوه بر نقش فعال در آزادسازی مهاباد، سنندج، سقز، بانه، سردشت، پاوه و روستاهای اطراف آن، مریوان، دزلی، قله تته، پاسگاه مرزی ژالانه، دکل مرزی کمانجیر، ارتفاع اورامان تخت، منطقه مرزی ملهخورد، قله دالانی، ارتفاعات قوچ سلطان، به ترتیب فرماندهی سپاه پاوه و همچنین فرماندهی سپاه مریوان را بر عهده داشت.
یکی از زندانیان در ساواک گواهی میدهد:"... به جرأت میتوانم بگویم تا آن روز ندیده بودیم کسی را مثل احمد شکنجه بدهند. او را در حلقه محاصره بازجویان قرار میدادند و بعد بیوقفه چندین ساعت با کابل و باتوم بر سر تا پایش میکوبیدند. جای سالمی در بدن احمد نگذاشته بودند. شیوه دیگر شکنجهای که در مورد احمد اعمال میشد، بستن دستهایش با دستبند به شیوه قپانی و آویزان کردن او از سقف اتاق بود. خود ساواکیها از این سبک شکنجه با عنوان مضحک "جوجه کباب کردن زندانی " یاد میکردند. در بعضی روزها حتی تا سیزده - چهارده ساعت احمد را به صورت قپانی از سقف آویزان میکردند. البته در تمام آن لحظات برای خرد کردن روحیهاش هر چه دشنام رکیک و ناسزای ناموسی و عقیدتی هم که اربابان آریامهریشان به آنها یاد داده بودند، نثار احمد میشد. واقعاً بایستی صبر ایوب و ایمان حضرت ابراهیم را میداشتید تا کم نمیآوردید و ضعف نشان نمیدادید. احمد نه کم آورد و نه خودش را جلوی آن از خدا بیخبرها کوچک کرد. مثل کوه محکم ماند و مقاومت نشان داد. "(۳)
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی، مسوولیت تشکیل کمیته محله را بر عهده گرفت. با تشکیل سپاه پاسداران به عضویت این نهاد تازه تأسیس درآمد و به مقابله با گروهکهای ضد انقلاب و تجزیه طلب پرداخت. در تابستان ۱۳۵۸ خورشیدی برای مقابله با گروهکهای مسلح ضد انقلاب، عازم کردستان شد. وی علاوه بر نقش فعال در آزادسازی مهاباد، سنندج، سقز، بانه، سردشت، پاوه و روستاهای اطراف آن، مریوان، دزلی، قله تته، پاسگاه مرزی ژالانه، دکل مرزی کمانجیر، ارتفاع اورامان تخت، منطقه مرزی ملهخورد، قله دالانی، ارتفاعات قوچ سلطان، به ترتیب فرماندهی سپاه پاوه و همچنین فرماندهی سپاه مریوان را بر عهده داشت.
- ۳.۸k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط