{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟

ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟
بیگانه شدی ، دست مریزاد ، کجایی ؟

در دام توأم ، نیست مرا راه گریزی
من عاشق این دام و تو صیّاد ، کجایی ؟

محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت
آوار غمت بر سرم افتاد ، کجایی ؟

آسودگی ام ، زندگی ام ، دار و ندارم
در راه تو دادم همه بـر باد ، کجایی ؟

اینجا چه کنم ؟ ازکه بگیرم خبرت را ؟
از دست تو و ناز تو فریاد ، کجایی ؟

دانم که مرا بی خبری می کشد آخر
دیوانه شدم خانه ات آباد ، کجایی ؟
دیدگاه ها (۱۲)

باید جایی باشد...! جایی که عرض شانه‌های یک نفر تنها پناهگاه‌...

ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮔﻢ هميشه تو گوشمهﻣﯿﮕﻔﺖ :ﺍﮔﻪ ﻣﻬﻤﻮﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﻮﺩﯾﻦ ...

بزرگ ترین خیانتی کهمی توانی در حق کسی کنیاین است کهاو را در ...

هر صبح زِ رویِ تو،هم خانه‌ی خورشیدم#فروغی_بسطامی

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

لیش تأخر عباسمن البين ياحسين من زغري وشاب الراسواي از دست جد...

لیش تأخر عباسمن البين ياحسين من زغري وشاب الراسواي از دست جد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط