نوزده شب از ضیافت رفته بود
نوزده شب از ضیافت رفته بود
اندکی هم تا قیامت مانده بود
درب میخانه سحر چون باز شد
میر مظلومان پر از آواز شد
عزم مسجد کرد آن جان جهان
دخترش گردید سوی او روان
وای مولا سوی محرابست روان
رو به پایان است گو کار جهان
رکعت خون را علی قامت ببست
فرق پاک و پیکرش در خون نشست
لحظه ای که تیغ را ملجم بزد
زهر و شمشیر از خجالت ناله زد
ای علی ای خسته تزویر شهر
این تویی تنهاترین مظلوم دهر
ای که دریای شجاعت غرق تو
ای شب قدر خدا در فرق تو
ما همه غرق جمال ماهت ایم
کشته ی مظلومیِ یک آهت ایم
باز امشب فرق شیعه چاک شد
مرهم قرآن به سرها چاک شد
ای دلا دانی که قرآن کریم
از چه رو ما بر سر خو می نهیم
پس بیا آگه از این اسرار شو
در شب قدر علی بیدار شو
یک دو رکعت عشق را برپا بدار
باش با منصور تا صبح سربدا
ما که قرآن بر سر خود می نهیم
بهر فرق چاک،مرهم می نهیم
از همین رو می گذاریمش به سر
التیام آرد بر آن خون جگر
این همان راز شب قدر خداست
معنی این ماه بدر مرتضاست
اندکی هم تا قیامت مانده بود
درب میخانه سحر چون باز شد
میر مظلومان پر از آواز شد
عزم مسجد کرد آن جان جهان
دخترش گردید سوی او روان
وای مولا سوی محرابست روان
رو به پایان است گو کار جهان
رکعت خون را علی قامت ببست
فرق پاک و پیکرش در خون نشست
لحظه ای که تیغ را ملجم بزد
زهر و شمشیر از خجالت ناله زد
ای علی ای خسته تزویر شهر
این تویی تنهاترین مظلوم دهر
ای که دریای شجاعت غرق تو
ای شب قدر خدا در فرق تو
ما همه غرق جمال ماهت ایم
کشته ی مظلومیِ یک آهت ایم
باز امشب فرق شیعه چاک شد
مرهم قرآن به سرها چاک شد
ای دلا دانی که قرآن کریم
از چه رو ما بر سر خو می نهیم
پس بیا آگه از این اسرار شو
در شب قدر علی بیدار شو
یک دو رکعت عشق را برپا بدار
باش با منصور تا صبح سربدا
ما که قرآن بر سر خود می نهیم
بهر فرق چاک،مرهم می نهیم
از همین رو می گذاریمش به سر
التیام آرد بر آن خون جگر
این همان راز شب قدر خداست
معنی این ماه بدر مرتضاست
- ۲.۴k
- ۲۶ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط