shadows murderer:قاتل سایه ها

shadows murderer:قاتل سایه ها
part56
جنی میره پیش تهیونگ. تهیونگ پشتش به جنی بود که با صدای صاف کردن گلوش متوجه حضورش میشه.
تهیونگ: حتما اومدی دلیل کارمو بپرسی (همینطور که پشتش به جنیه)
جنی: لطفا بزارید بیام
تهیونگ: نمیشه
جنی: اما من این همه برای این شغل تلاش نکردم که آخرش فقط کف اداره رو جارو کنم
تهیونگ: بحث جارو کردن نیست...نمی‌خوام آسیب ببینی بفهم
جنی: من که به همین سادگیا آسیب نمیبینم یادتون نیست؟ من یک هفته تمام گیر بزرگترین باند مواد مخدر کره افتادم اما تونستم زنده بمونم
بعد سرش رو پایین انداخت و ادامه داد: گرچه بعدش دو هفته تمام توی اداره راهم ندادید و وقتی با کلی التماس اجازه دادید بیام مجبور شدم دو برابر جارو بزنم
تهیونگ: دلیلش این بود که بهت گفتم خودتو قاطی نکن ولی گوش ندادی و کار خودتو کردی
جنی: لطفا بزار بیام دیگه (کیوت)
تهیونگ لعنتی زیر لب فرستاد و بعد لب زد: خیلی خب ولی یه شرط داره؟
جنی: چه شرطی؟
تهیونگ: ازم دور نمیشی، هرکار گفتم انجام میدی و اگه دیدی شرایط خیلی خطرناکه توی هر موقعیتی که بودی بدون توجه به چیز دیگه ای از اونجا دور میشی
جنی: قبوله...ولی لطفا ازم نخواه اونجا رو جارو کنم
تهیونگ میخنده و بعدش میگه: باشه قبوله
"دو ساعت بعد"
صداهای پی در پی شلیک مانع شنیده شدن بقیه صدا ها می‌شد.
هرکسی آماده ی هر اتفاقی بود‌.
تا اینکه....
تفنگی به سمت جنی نشونه میره.
تهیونگ: جنی (داد)
تهیونگ سمت جنی میدوه و اونو قبل از شلیک پشت یه ماشین میکشه.
تهیونگ: حالت خوبه؟ (نگران)
جنی: آره...ممنونم
تهیونگ: نمیشه شرایط خیلی خطرناکه...زود باید از اینجا بری
جنی: اما من نمیتونم...
تهیونگ: یادت که نرفته چه قولی بهم دادی؟
(نهایت حمایتتون از این پارت رو نشونم بدید)
#فیک
#ایتزی #مامامو #بی_تی_اس #بلک_پینک #اکسو #ایستریکیدز #استرو #بی_تی_بی #اسمر_فود #بی_ال #مد_گل #مدگل #پریسا #سرنا #کیوت #جین #جیمین #تیهونگ #جونگ_کوک #نامجون #شوگا #رزی #لیسا #جنی #جیسو #چانویول #دی_و #موکبانگ #کره #کره_جنوبی #کره_شمال
#دسر #چالش #میکاپ #کوک #حجاب #غذا #کیدراما #نامی #گل #اد #تب_لیستی #ویکوک #تهکوک #ویمین #جنلیسا #تهنی #جینسو #رزمین #جیرز #لیزکوک #نامجین
دیدگاه ها (۳۷)

رفتار سرد

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

می‌دونم شاید نتوانید کمکم کنید ولی بهتون نیاز دارم ماجرای هم...

My lovely neighbor part : ۸۴

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

پارت ۹|تاج و خونوزیر پارک از اتاق بیرون رفت.دکتر:آروم باشید ...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۵درِ کلاس بسته شد.جیمین هنوز به تهیو...

عشق بعد نفرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط