میگویند باران که میزند بوی “خاک” بلند می شود …

میگویند باران که میزند بوی “خاک” بلند می شود …
اما اینجا باران که میزند بوی “خاطره ها” بلند میشود !
.
.
باران ببار …
بگذار اشک هایم غریب نباشند …
.
.
پشت پنجره نشسته ام و باران میبارد …
ناودانی چشمانم سرازیر شده است !
.
.
دل من کلبه بارانی است و تو آن باران بی اجازه ای که ناگهان در احساس من چکه می کنی …
.
.
وقتی به هوای دیدنت قلب ابرها هم تند تند میتپد …
یاد تو مثل چیزی شبیه یک قطره باران بر لب های خشک و ترک خورد ام لیز میخورد …
.
.
باران ببار … ببار که شاید پس از بارش تو به یادش رنگین کمانی در دلم برپا شود !
.
.
باران که بند بیاید تازه خاطره شروع می کند به چکه کردن !

.
.
باران نبار ؛ من نه چتر دارم نه یار …
.
.
نمک روی زخم است بارانی که بی تو می بارد !
.
.
زیر بارانم بی چتر …
تنها بینی سرخم لو میدهد مرا که باریده ام همراه ابرها ، اما …
تابلوی قشنگی شده ایم : من و جاده و باران !
.

#adnan
دیدگاه ها (۱۶)

تقدیم به دوستان عزیز.میگویند باران که میزند بوی “خاک” بلند م...

زیر بارانم بی چتر … تنها بینی سرخم لو میدهد مرا؛ ...

زیر بارانم بی چتر …تن با سرخم لو میدهد مرا که باریده ام همر...

زیر بارانم بی چتر …تن با بینی سرخم لو میدهد مرا که باریده ام...

زیر بارانم بی چتر...... تنم با چشمان سرخم لو میدهد مرا که ...

زیر بارانم بی چتر …تن با بینی سرخم لو میدهد مرا که باریده ام...

زیر بارانم بی چتر....تن و بینی سرخم لو میدهد مرا که باریده ا...

وای باران بارانشیشه پنجره رو باران شستاز دل من اما چه کسی نق...

سلام عزیزاعیدبارونیتون مبارک الهی حاجت روابشین وعاقبت بخیرشا...

هـــــوا افتابے باشــــــــد یابارانے فــــــــرقے نمیڪنــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط