{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درین کشاکش سرما و بی اجاقی من

درین کشاکش سرما و بی اجاقی من

بیا به خلوت شبهای بی چراغی من

بهار،بی تو خزان می شود ولی سبز است

اگر که با تو بیاید خزان،اقاقی من!

به غارت دل من آمده ست چشمانت

بنال با نگهت ، مست یاغی من

دلم که مست تر از شعر حافظ و سعدی ست

فدای چشم خمار تو باد ساقی من

درین زمانه که شعرم تهی ز حادثه است

خوش آمدی به غزل، شعر اتفاقی من

منصور ضابطیان
دیدگاه ها (۱)

درین کشاکش سرما و بی اجاقی منبیا به خلوت شبهای بی چراغی منبه...

درین سرای بی کسی اگر سری در آمدی هزار کاروان دل ز هر دری در ...

رضا بردبار، شاعر فسایی

خواهم که شب جمعه‌ای از خانه خمارآیم به در صومعه زاهد دین دار...

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

یوسف محمدی شاعر کرمانشاهی

ریتوا لوکانن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط