{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشک در چشمان و بغضم در گلوست

اشک در چشمان و بغضم در گلوست
وندرين ايام، زهرم در پياله زهر مارم در سبوست
مرگ او را از کجا باور کنم؟
صحبت از پژمردن يک برگ نيست
واي! جنگل را بيابان مي کنند
دست خون آلود را در پيش چشم خلق پنهان مي کنند
هيچ حيواني به حيواني نمي دارد روا
آنچه اين نامردمان با جان انسان مي کنند
صحبت از پژمردن يک برگ نيست
فرض کن مرگ قناري در قفس هم مرگ نيست
فرض کن يک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بيابان بود از روز نخست
در کويري سوت و کور
در ميان مردمي با اين مصيبتها صبور
صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانيت است..
فريدون مشيري
دیدگاه ها (۷)

0

0

0

0

قرن ما روزگار مرگ انسانیت استسینه دنیا ز خوبیها تهی استصحبت ...

✅ ✔ صحبت از پژمردن یک برگ نیست!وای! #جنگل را بیابان میکنند!د...

صحبت از پژمردن يک برگ نيستواي! جنگل را بيابان مي کننددست خون...

دکلمه داریوش....صحبت از پژمردن یک برگ نیست وای ، جنگل را بیا...

روزگار مرگ انسانيت است من كه از پژمردن يك شاخه گل از نگاه ...

صحبت از پژمردن یک برگ نیست!وای! جنگل را بیابان میکنند!دست خو...

اشک در چشمان و بغضم در گلوستوندرین ایام زهرم در پیاله اشک و ...

قتل عام 651 کودک فلسطینی در تجاوز 51 روزه اسراییل به غزه ق...

صحبت از پژمردن یک برگ نیستوای ! جنگل را بیابان می کنند !دستِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط