دستی که ورق میزند این خاطرهها را

دستی که ورق میزند این خاطرهها را
باید بنویسد غم جان کندن مـــــــــا را

ماندیم و شما بال گشودید از این شهر
رفتید به جایی که ببینید خــــــــــدا را

تقدیر همان بود بمانیم و بپوسیم
آلوده کنیم از نفس خویش فضا را

انصفاف همین نیست که از آن همه خوبی
بر کوچه بگیریم فقط نام شما را

دیشب کسی از عرش فرود آمد و دیدیم
برگردنش انداخت پــلاکـــــــ شـــهـــدا را
دیدگاه ها (۱)

دستی که ورق می زند ایـن خاطـره ها رابایـــد بنویســـــد غـم ...

دستی که #ورق می زند ایـن #خاطـره ها رابایـــد بنویســـــد غـ...

دستی که #ورق می زند ایـن #خاطـره ها رابایـــد بنویســـــد غـ...

...دستی که #ورق می زند ایـن #خاطـره ها رابایـــد بنویســـــد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط