{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتار امام حسین (ع) به مرد کوفی پیرامون علم امامان (ع)

گفتار امام حسین (ع) به مرد کوفی پیرامون علم امامان (ع)
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
(امام حسین (ع) با کاروان خود از حجاز به سوی کوفه رهسپار بود، در همان سفری که در کربلا به شهادت رسید) در سرزمین (ثعلبیه) (یکی از منزلگاههای بین کوفه و مکه) یک نفر از اهالی کوفه نزد امام حسین (ع) آمد و سلام کرد، امام حسین (ع) جواب او را داد و به او فرمود:
(از اهل کجا هستی؟).
او گفت: از اهل کوفه هستم.
امام حسین: (که می خواست حجت را بر او تمام کند و گویا او از کوفه فرار کرده بود و لازم بود که نصیحت شود) به او فرمود: (سوگند به خدا ای برادر کوفی، اگر در مدینه تو را دیده بودم، جای پای جبرئیل را در خانه ما به تو نشان می دادم و محلی که جبرئیل بر پیامبر (ص) در آن محل نازل می شد، مشاهده می کردی، ای برادر کوفی! با اینکه سرچشمه علم مردم در نزد ما است، آیا مردم، عالم شدند و ما جاهل ماندیم، این از مطالبی است که هرگز پذیرفته نیست) (217)
اصول کافی
دیدگاه ها (۱)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

شب اول قبر به فریادت برسه بنویس یاحسین(به یاد آور) روزی را ک...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها. (بخش اول)

اگر عاشقی بنویس یا حسین

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

_خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام و قدرت نور امام زمان عجل الل...

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

«ما رَأَیتُ إِلّا جَمیلاً» 🖤پس از عاشورا، حضرت زینب(س) را هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط