{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاسخ همه حرفهای من سکوت بود

پاسخ همه حرفهای من سکوت بود
چای خورد و سیگاری روشن کرد و گفت
نه خیالت راحت تا بحال عشق را تجربه نکرده بودم . و تو مانند هیچ کس نیستی که بخواهی یاد کسی را در من زنده کنی
فقط زمانی که برای اولین بار وارد کلاس درسم شدی دنیایم را گرفتی و زمانی که فهمیدم از ارامنه هستید پاکی و نجابت مریم مقدس را برایم زنده کردی
نمیدانم چرا ولی میدانم
درد عشق است و جگر سوز دوایی دارد
از استاد اخلاقم در قم پرسیدم گفت مبارک است از ملامت ملامتگران نترس
از حافظ پرسیدم گفت
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی نکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
یاد حرفهای زینب افتادم
گفتم این همه اشک برای چه
گفت برای دوسال دلتنگی سالها گریه هم کم است .چشماتم گرد شد با تعجب گفتم دو سال ؟؟
گفت از مدیر رستوران از نگهبان مجتمع سوال کن ... دلم لرزید ... انگار عشقم شعله کشید چشمانم پر از اشک شد
گفتم چرا سکوت کردید
گفت امیرالمونین فرموده انکه عاشق شود و کتمان کند از حیا و بمیرد مانند شهیدان مرده است
ولی دیگر تاقت نیاوردم
میخندیدم و اشک می ریختم
گفتم راستی استاد
اون اهنگی که گفتید به یاد عشقتان
گوش میدهید را میشود من هم به یاد عشقم گوش دهم ...
همراهش را آورد
اهنگ استاد شجریان بود

برخیز تا یک سو نهیم این دلق ازرق فام را
بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوی نام را

هر ساعت از نو قبله ای
با بت پرستی می رود

توحید برما عرضه کن
تا بشکنیم اصنام را
تا جایی که گفت
نی نی دل آرامش مخوان
کز دل ببرد آرام را .....

سرش را روی شانه ام و گذاشت و باز گریه کرد
میسوخت و اب میشد
سرش را به سینه گرفتم
انگشتانم را در میان موهایش چنگ زدم و
خود را رها کردم
من هم گریه کردم .....میدانم باور نمیکنید حق دارید ولی دروغ نمیگویم

تازه فهمیدم درین دوسال جه عذابی را تحمل کرده است . و چقدر دلتنگم بوده. مگر میشود چشم ها دروغ بگویند
استادی که دانشگاه را به احترام خودش کشیده بود اینطور کودکانه ارام نشسته بود و می سوخت و آب میشود و مرا همراه خودش می برد . انقدر خودم را باختم که ارزو میکردم جانم را بخواهد
ولی هیچ درخ‌استی نداشت . هیچوقت درخواستی نداشت جز اینکه بخندم شاد باشم امبدوار باشم و مطالعه کنم همین
وقتی ارام شدیم
گفتم استاد با فیلم سینمایی موافقید؟
گفت کاملا
گفت بازی مریلا زارعی در فیلم سربازان جمعه ...
سکانسی که بدون کات تمام دیالوگ را میکوید
بازیگر بعد از فاطمه معتمدآریا . مریلا زارعی است
غیلم سرباران جمعه را در..... پیداکردم ان صحنه را مریلا زارعی با دست بند می اید با چشم پوشی مامور تا در عزای مادرش شرکت کند ....و شرح دردناکی که از شوهر معتادش می دهد که فرزندش را فروخته تا مواد بخرد و ....
بعد از دبدن فیلم سر بر روی پای استاد گذاشتم و....
پایان ۱۶
دیدگاه ها (۱)

𓆩𐙚.. (the end ) چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ــــــــــــــــــــــ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

قسمت ۷

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

چند پارتی جونگ کوک

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

ادامه پارت ۱۰لیوانِ شراب را رویِ میز گذاشت و به من نزدیک شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط