‌
‌
هِی‌گُنَـه‌کردم‌وهِی‌جارزدم،یـاربیـا
من‌ندانـم‌چه‌شود‌عاقبتِ‌کار،بیـا.. (

خودبگفتی‌دعـابھـر‌ِظھـورت‌بکنیم
خواندمت‌خستـه‌ام،اِی #یـار بیـا..

#مھربان‌مولای‌من
#السلام‌علیڪ‌یابقیھ‌اللہ...
#م_ح_م_د_بن_حسن_العسکری
دیدگاه ها (۱)

➖تشرّف حسن بن وَجناء خدمت حضرت وليعصر در غیبت صغری📜مرحوم صدو...

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :شناخت خداوند سبحان به ربوبی...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

Iove and the moonPart⑤3ویو فردا صبح کوک●با کلی نگرانی از خو...

سلام ، کاربر تهمت زن و اهانت کن یه لحظه تشریف ببرید زیر پستی...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۵****آنچه گذشت؛**ایلا با نقش کشیدن خود...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۳از دست دادن مادرش...

کاش میدونستم دِل کجا به وصآلِ تو آرام میگیره(:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط