{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد مست به خانه آمد

مرد مست به خانه آمد
آنقدر مست بود که گلدان قیمتی که زنش به آن خیلی علاقه داشت راندید و به گلدان خورد و گلدان شکست
پیش خودش گفت حتما زنم فردا واسه گلدون کلی داد و بیداد میکنه همونجا خوابش برد صبح که ازخواب بیدار شد یادداشتی را روی یخچال دید : "عزیزم صبحونه مورد علاقتو روی میز چیدم الانم رفتم بیرون تا برای ناهارمورد علاقت چنتا چیز بخرم دوست دارم عشقم"
مرد باتعجب از پسرش پرسید این یادداشت چیه چرا مامانت ناراحت نشده
پسر گفت دیشب که مست بودی مامان بغلت کرد بذارتت رو تخت تو عالم مستی گفتی خانم به من دست نزن من متاهلم ...

"بسلامتی همچین مردایی"
دیدگاه ها (۳)

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بود که گلدان قیمتی که زنش به آن ...

قشنگ ترین پستی بوده که این روزا خوندم .فقط بخون.........بیخی...

قشنگ ترین پستی بوده که تاحالا خوندم .فقط بخون......... بیخیا...

قشنگ ترین پستی بوده که تاحالا خوندم .فقط بخون......... بیخیا...

قشنگ ترین پستی بوده که تاحالا خوندم .فقط بخون.... مرد مست به...

لايکم نکردی نکردی فقط بخونش ..مرد مست به خانه آمدانقدر مست ب...

مرد مست به خانه آمدآنقدر مست بود که گلدان قیمتی که زنش به آن...

مرد مست به خانه آمد آنقدر مست بود که گلدان قیمتی که زنش به آ...

مرد مست به خانه آمدآنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن خ...

مرد مست به خانه آمد آنقدرمست بودکه گلدان قیمتی که زنش به آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط