{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب غزلم بوی تو می‌داد... ولی حیف

دیشب غزلم بوی تو می‌داد... ولی حیف
یکباره دلم یادِ تو افتاد... ولی حیف
دور از تو قلم زَهره‌ی گفتار ندارد
هر روز در اندیشه‌ی فریاد... ولی حیف
می‌خواست کمی عشق بنوشد دلِ عاشق
شاید شود از رنج و غم آزاد... ولی حیف
اندوه تو را دارم و دائم نگرانم
گفتم همه را می‌برم از یاد... ولی حیف
دلخوش به همان وعده‌ی اسفندِ تو بودم
حالا که رسیده‌ست به مرداد... ولی حیف
"گیتار و غزل" "عشق و جنون" عهد ببستند...
یک عمر شوم شاعرِ دلشاد... ولی حیف
دیدگاه ها (۹)

چه سوزناک🥺.امیر هوشنگ ابتهاج (۶ اسفندِ ۱۳۰۶ – ۱۹ مردادِ ۱۴۰۱...

،،خیـلی‌سعـی‌کـردن‌تـو‌ایـن۳۸ سـال‌منـوتـربیـت‌کنـن‌کـه‌نخـن...

حماسی

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزل قلمی دست من افتاد به اص...

باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزلقلمی دست من افتاد به اصرا...

باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزلقلمی دست من افتاد به اصرا...

باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزلقلمی دستِ من افتاد به اصر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط