دگر نفسی نمی‌آید ز جان بیرون ؛

دگر نفسی نمی‌آید ز جان بیرون ؛
هر چی می آید غم است و غم است
و غم است .
#ویرانه تو
دیدگاه ها (۲)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

تورا با دیگری دیدم صدایم در نمی‌آید تنم ...

دگر فقط تو حالم را میدانی A.خدا#پشیمانی#غمگین#افسوس #حسرت #غ...

با دیدنش هرچه غم دارم ز یاد می برموقتی که از بیرون میام هردو...

غروب جمعه شد مولا، نمی‌دانم کجا هستی دعای جمعه می‌خوانم، نمی...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

به شالت قطره‌ها جا می‌گرفتنددو دستم جان ز گرما می‌گرفتندتو خ...

در دل و جان خانه کردی عاقبتهر دو را دیوانه کردی عاقبتآمدی کآ...

عشق اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط