غم آن لحظه رفتن نرود از نظرم
غم آن لحظه رفتن نرود از نظرم
تو گذشتی و ندیدی که چه آمد به سرم
یاد آن لحظه ی تبدار خداحافظی ات
نقش بسته ست در اعماق دوچشمان ترم
میکنی بدرقه ام با همه ی خاطره ها
می برم یاد تورا توشه ی راه سفرم
بی تو هرمصرع من اینه ی رفتن توست
ورد برگشتن تو ذکر و دعای سحرم
روزگاریست که درحسرت یک پروازم
غم نادیدن تو بسته مرا بال و پرم
حجم این فاصله هابرسرم آوار شده
در جدال غم تو گرچه حریفی قدرم
پشت این قافیه ها گرچه که پنهان شده ام
نیست باید بشوم تا که نیابی اثرم
قلمم از نفس افتاد به پای غزلم
که به ناچار در اندیشه ی شعری دگرم ...
تو گذشتی و ندیدی که چه آمد به سرم
یاد آن لحظه ی تبدار خداحافظی ات
نقش بسته ست در اعماق دوچشمان ترم
میکنی بدرقه ام با همه ی خاطره ها
می برم یاد تورا توشه ی راه سفرم
بی تو هرمصرع من اینه ی رفتن توست
ورد برگشتن تو ذکر و دعای سحرم
روزگاریست که درحسرت یک پروازم
غم نادیدن تو بسته مرا بال و پرم
حجم این فاصله هابرسرم آوار شده
در جدال غم تو گرچه حریفی قدرم
پشت این قافیه ها گرچه که پنهان شده ام
نیست باید بشوم تا که نیابی اثرم
قلمم از نفس افتاد به پای غزلم
که به ناچار در اندیشه ی شعری دگرم ...
- ۱.۴k
- ۱۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط