در تب عشقِ  تو  مُردم ،  زندگی آغاز  کن

در تب عشقِ  تو  مُردم ،  زندگی آغاز  کن
شُعله بر جانم بزن ، عشقِ نهان بر ساز کن
شب به شب از غم سرایم در فراقِ روی تو     
جان رسان بر جان بیا نگشوده در را باز کن
گردشِ  چشمِ  سیاهت  کرده دورانم سیه      
حلقه ی  گیسو  فشان  رازِ درون ابراز  کن
کوه کن  آمد  بیا این تیشه از کف برده دل
ضربه ی آخر بزن ،  بر بیسُتون  اعجاز کن
ماه مه رویان چرا  دوری و در قلبِ  منی؟  لحظه ای برحالِ نا شادم لبت  دمساز کن
گرچه میدانم دوچشمان بسته ای بر روی من    
باز کن  چشم  و نگه بر کوله ی   بزّاز  کن 
می رود  سیّد  بیادت  در  بیابانهای  شب      
در گُشا  آن خیمه و بر خیمه ام  پرواز کن
دیدگاه ها (۸)

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

پارت ۹

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟭𝟮@هعی اومیدوارم که خوشبخت شین -هومتهیونگ رفت -انگار روم...

تکپارتی تهیونگ

✨💔 کشتیِ ما به گِل نشسته، کجایی آقا...؟ 🥺🌊🖤🌧️🥀 آقا جان... دل...

چند پارتی بازی ممنوع

چندپارتی جونگ کوک

سناریو جونگکوک

Contract 🍷#contract PT14ویو هویج: همگی توی سالن جمع شده بودن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط