در سلسله ی عشق تو مغموم و صبورم
در سلسله ی عشق تو مغموم و صبورم
نازم بکش ای دوست که مظلوم و صبورم....
رندان همگی فرصت دیدار تو دارند
غیر از من دلساده که محروم وصبورم
در شهر تو ای دوست چنین زار و غریبم
در دست تو امروز چنان موم و صبورم
دل بد مکن اندیشه ی پرواز ندارم
حاجت به قفس نیست که مصدوم و صبورم
هرگز نکنم عشق تو را پیش کسی فاش
در پرده ی اسرار تو مکتوم و صبورم
دنیای عجیبی است ز آلودگی خلق
گریانم از این درد که معصوم و صبورم.....
نازم بکش ای دوست که مظلوم و صبورم....
رندان همگی فرصت دیدار تو دارند
غیر از من دلساده که محروم وصبورم
در شهر تو ای دوست چنین زار و غریبم
در دست تو امروز چنان موم و صبورم
دل بد مکن اندیشه ی پرواز ندارم
حاجت به قفس نیست که مصدوم و صبورم
هرگز نکنم عشق تو را پیش کسی فاش
در پرده ی اسرار تو مکتوم و صبورم
دنیای عجیبی است ز آلودگی خلق
گریانم از این درد که معصوم و صبورم.....
- ۱.۲k
- ۲۲ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط