{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگاه که می خواست برود با شکستن چیزی جلویش را میگرفتم!

هرگاه که می خواست برود با شکستن چیزی جلویش را میگرفتم!
غرورم شکست، قلبم شکست، بغضم شکست،
دیگر چیزی باقی نمانده؟
بسلامت...!!!
روزگارم ترسناك است همچون پيك آخر شراب، نميدانم مستم ميكند يا خراب...!!!
دیدگاه ها (۳)

به سلامتی اون زندونی که امشب شب اول حبسش... به سلامتی ا...

زمانی که عرب ملخ میخورد ..... کورش به هرکس به اندازه خانواده...

ﻣﯿﮕﻦ ﺍﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻤﯿﺮﻩ ﮐﻞ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻧﺶ ﮐﺎﺭﺍﯼﺑﺪﺷﻮ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﯿﺪﻥ !!!ﻣ...

به گند نکشید دوست داشتن را !وقتی هنوز ...تکلیفتان با خودتان ...

📌ردپای انجمن حجتیه به وضوح دیده می‌شود!!اول)براندازی، قبل از...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت سیزدهم: وقتی بازیِ لوس‌بازی، ج...

فاصله یک لبخند تا جنون

هر وقت می خواست برود با شکستن چیزی جلویش را میگرفتم!! غرورم ...

هرگاه که می خواست برود با شکستن چیزی جلویش را میگرفتم!غرورم ...

هر گاه که میخواست برود با شکستن چیزی جلویش را میگرفتم!!!! غر...

هرگاه می خواست برود ...با شکستن چیزی جلویش را میگرفتم...!غرو...

هرگاه میخواست برود ،با شکستن چیزی جلویش را می گرفتمغرورم شکس...

روزگارم ترسناک است همچون پیک آخر شراب نمیدانم مستم میکند یا ...

روزگــــــــارم ترســـــــناک اســـت همــــــــچون پــــیک آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط