{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر وقت می خواست برود با شکستن چیزی جلویش را میگرفتم!! غرو

هر وقت می خواست برود با شکستن چیزی جلویش را میگرفتم!! غرورم شکست، قلبم شکست، بغضم شکست، دیگر چیزی باقی نمانده؟ بیخیالش شدم برود به سلامت....!!! روزگارم ترسناک است همچون پیک آخر شراب، نميدانم مستم میکند یا خراب....!!!
دیدگاه ها (۶)

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت سیزدهم: وقتی بازیِ لوس‌بازی، ج...

فاصله یک لبخند تا جنون

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

هرگاه که می خواست برود با شکستن چیزی جلویش را میگرفتم!غرورم ...

هرگاه می خواست برود ...با شکستن چیزی جلویش را میگرفتم...!غرو...

هرگاه که می خواست برود با شکستن چیزی جلویش را میگرفتم!غرورم ...

هر گاه که میخواست برود با شکستن چیزی جلویش را میگرفتم!!!! غر...

روزگارم ترسناک است همچون پیک آخر شراب نمیدانم مستم میکند یا ...

روزگــــــــارم ترســـــــناک اســـت همــــــــچون پــــیک آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط