{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ده ماه بود ازش خبری نداشتیم. مادرش می گفت« خرازی ! پاشو ب

ده ماه بود ازش خبری نداشتیم. مادرش می گفت« خرازی ! پاشو برو ببین چی شد این بچه ؟ زنده س ؟ مرده س؟» می گفتم«کجا برم دنبالش آخه ؟ کار و زندگی دارم خانوم. جبهه یه وجب دو وجب نیس.از کجا پیداش کنم؟» رفته بودیم نماز جمعه. حاج آقا آخر خطبه ها گفت حسین خرازی را دعا کنید.آمدم خانه. به مادرش گفتم.گفت« حسین ما رو می گفت؟ » گفتم « چی شده که امام جمعه هم می شناسدش؟» نمی دانستیم فرمانده لشکر اصفهان است.
*شهید حاج حسین خرازی*
دیدگاه ها (۱)

🌹شهیدانه🌹 ۱۰ ماه بود ازش خبر نداشتیممادرش میگفت:خرازی!پاشو ب...

💠تواضع🍂 رفتم بیرون، برگشتم. هنوز حرف می زدند. پیرمرد می گفت ...

باشهدا

تند تند راه می رفت و مدام به بیسیم چی غر می زد:- پس رشید چی ...

#سردار_شهید_حاج_حسین_خرازی💢 شهادت پس از 30 بار جراحتقسمتی از...

خاطره ازسردارشهیدحاج حسین خرازی👇👇گفت « بشین بریم به دور بزنی...

🌹‍ "امشب" شب شهادت سردار بی بدیل و ابالفضل بی دست جبهه ها،فخ...

سردار محمدرضا زاهدی متولد ۱۱ آبان ۱۳۳۹ در شهر اصفهان، در سال...

شهید زیبا ....... حدود 16 سال دارد. رزمنده بسیجی است که تا...

ماجرای منتشر نشده طرح عملیانی فتح مکه توسط شهید خرازی / پیشگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط