در مسیر # زندگـــی یک دردهایی می رسد

در مسیر # زندگـــی یک دردهایی می رسد
اشک هم قادر به # تسکین دادن آن درد نیست
دیدگاه ها (۱)

«آن‌قدر دلتنگت مانده‌ام که دیگر اشک هم توانِ تسکین این دلِ خ...

فاصله بین رئالیست و ایدالیست به نظر می‌رسد شخصی در حال خواند...

گاهی برای همه‌چیز وقت داریم،جز برای خدایی که همه‌چیزمان از ا...

تو مپندار که من فکر تنم، نگران سرطان وطنم...این شعر از مجتبی...

آی آدمها جهان جای قشنگی نیستجای رویاهای خوب و رنگی رنگی نیست...

پس ازتحمل اینهمه درد،کسی که ب مقصدمی رسد،دیگرمان نیست که ب ر...

‌#نیایش_شبانهخدایا مگذار دعا کنیمکه ما را از دشواری ها و خطر...

رها🍂 گاهی که فکر می کنم چشمانم بی اختیار پر از اشک می شودبا ...

برای مادرم.برای آن فرشته‌ای که دیگر کنارم نیست اما همیشه در ...

وقتی به بالای قله برسیشاید همه دنیا تو را نبینن.ولی تو همه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط